العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
204
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
عبارتى پارادكس لازم مىآيد . ] بيان ملازمه آن است كه منقطع شدن عوض موجب ناراحتى و اندوه شخص برخوردار از عوض مىگردد ، و ناراحتى و اندوه مستلزم عوض است . پس انقطاع عوض مستلزم تداوم آن مىباشد . اين سخن را دوگونه مىتوان پاسخ داد : 1 - ممكن است عوض به گونهاى قطع شود كه شخص برخوردار از آن متوجه قطع شدن آن نگردد ، يا به خاطر آنكه به تدريج و در زمانهاى متفرق از آن برخوردار مىشده به گونهاى كه در اثر فراوانى ديگر نعمتها ، متوجه فقدان آن نمىشود ، يا به اين صورت كه خداوند آن نعمت را از ياد او مىبرد و آنگاه آن را از او بازمىستاند كه در اين هنگام نيز ناراحت نخواهد شد . 2 - اين عوض [ كه براى جبران ناراحتى حاصل از فقدان عوض سابق به شخص داده مىشود ] از محل بحث خارج است ، زيرا بحث ما بر سر تداوم و عدم تداوم عوضى است كه شخص ، مستحق آن شده است ، نه آنكه آيا ناراحتى حاصل از منقطع شدن آن ، مستلزم عوض ديگرى هست و به همين ترتيب براى هميشه ، يا نه ؟ قال : و لا يجب إشعار صاحبه بإيصاله عوضا . أقول : هذا حكم آخر للعوض يفارق به الثواب ، و هو أنّه لا يجب إشعار مستحقه بتوفيته عوضا له ، بخلاف الثواب إذ يجب في الثواب مقارنة التعظيم و لا فائدة فيه إلا مع العلم به ، أمّا هنا فلأنّه منافع و ملاذّ و قد ينتفع و يلتذّ من لا يعلم ذلك ، فما يجب إيصاله إلى المثاب في الآخرة من الأعواض يجب أن يكون عالما به من حيث إنّه مثاب لا من حيث إنّه معوض ، و حينئذ أمكن أن يوفيّه اللّه تعالى في الدنيا على بعض المعوضين غير المكلفين و أن ينتصف لبعضهم من بعض في الدنيا فلا تجب إعادتهم في الآخرة . متن : لازم نيست به مستحق عوض فهمانده شود نعمتى كه به او مىرسد ، عوض